حمیدرضا سیف اللهی

یادی از فرهاد مهراد

 آهنگ کلماتش تو کار نجوا رو خیلی دوست دارم.

 

من و تو 
کم نه، که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!
من و تو
خم نه و درهم نه و کم هم نه، که می‌باید با هم باشیم!

 

 

۱ نظر
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۱۶

Project Euler

سلام

حدود یکی دو ماه میشه که با وب سایت projecteuler آشنا شدم و تو اوقات بیکاری سعی می کنم سوالاش رو حل کنم تا الان حدود ۶۴ تا از سوالاش رو حل کردم هرچند داره سخت میشه و دیگه نمیشه سریع سوال ها رو حل کرد و رفت سراغ بعدی.
به علاقه مندان برنامه نویسی و الگوریتم پیشنهاد می دم یه سری بهش بزنن. سایت قوانین ساده ای داره تقریبا هر هفته یه سوال به سایت اضافه می شه و تا الان حدود ۵۵۰ تا سوال منتشر شده. سوالات در سطح های مختلف از ساده تا خیلی حرفه ای وجود داره که با حل کردنش می تونید با بقیه برنامه نویسای دنیا رقابت کنید.
صورت سوالها به زبان انگلیسی هست و از شما می خواد که جواب خروجی رو تو سایت ثبت کنید. اکثر سوالای ساده جوابش رو می تونید با جستجو بدست بیارید ولی خوب با کپی پیست کردن که چیزی به معلوماتتون اضافه نمیشه. سعی کنید خودتون به جواب برسید.
بعد از حل هر سوال و ثبتش در سایت یه فروم براتون باز میشه که می تونید درباره سوال و راه حل ها توش بخونید و بنویسید.
اکثر صد سوال اول با استفاده از بروت فورس حل می شوند و خیلی ساده هستند. کم کم به جایی می رسه که باید حتما از روش های هوشمندانه تری استفاده کنید.
تمام سوالا راه حلی داره که با یه سیستم معمولی در کمتر از یک دقیقه می شه به جواب رسید ولی اگر راه حل شما بیشتر طول کشید این به این معنی هستش که باید روی بهینه سازی الگوریتمتون کار کنید.

اگر خواستید اوضاع برنامه نویس های ایرانی رو تو این سایت بینید می تونید از لینک زیر استفاده کنید:

۰ نظر
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۳۹

نقطه سر خط

سلام


فکر می کنم یه احساس کمال گرایی دارم که بعد از یه مدت که از انتشار یه پست می گذره احساس می کنم مطلب سبکی نوشتم به خاطر همین وسواس اکثر پستام رو پاک کردم.
۱ نظر
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۱۳

مصائب کار مقدس بعد از خدمت مقدس

پارت ۰
اولین پست بعد از ۲۷ ماه . دلم برای وبلاگ نویسی تنگ شده بود.

پارت ۱
خدمت مقدسم بلخره تموم شد. ۱۲ مهر بود از پایگاه شکاری دزفول تسویه کردم (شایدم تصویه - تصفیه - تسفیه - طسفیه - تثویه - طثویه - ...)
کارت پایان خدمتم هم بعد از ده روز رسید جلو خونمون البته اون روز نبودیم و پستچی محترم فرداش آورد و بازم ما نبودیم و بعد هم کارت برد مرکز پست که منو مجبور کرد یه روز بیوفتم دنبال وصول کارت پایان خدمتم .
تا قبل از گرفتن کارت پایان خدمت هنوز باورم نمی شد که خدمتم تموم شده همش فکر می کردم الانه که زنگ بزنن بگن برگرد که خدمت هنوز تموم نشده (حتی تا دو هفته بعد از تموم شدن خدمت لباسام رو نگه داشتم تا نکنه اگه زنگ زدن مجبور بشم از اول لباس و کلاه و باقی ملزومات خدمت رو بخرم)
خلاصش وقتی کارت رسید دستم هیچ احساس خاصی نداشتم 
اصلا انتظار این احساس رو نداشتم همش فکر می کردم اون لحظه باید از خوشحالی تو پوست خودم نگنجم ولی خوب خیلی ساده تر بود
شاید حسرت از دست دادن این ۱۷ ماه نمی ذاشت شاد باشم به هر حال هر چی بود تموم شد
باید به چیزای جدید فکر کرد باید دنبال این بود که این ۱۷ ماه از دست رفته رو زنده کرد.

پارت ۲
آخر های خدمت شاید از ۴ یا ۵ جا برای کار بهم زنگ زدن. مثل اینکه هنوز تو این مملکت قحط الرجال برنامه نویسه. هیچ موقه نگفتم (حتی با خودم) که آدم حرفه ای هستم هرچند دوست دارم باشم. ولی اصلا حال این رو ندارم که دوباره برم کارمند کسی یا جایی بشم . درسته که تجربه ای در زمینه راه اندازی کسب و کار ندارم ولی تا آدم امتحان نکنه که تجربه ای به دست نمیاره !
با دو تا از بچه ها یه تیم راه انداختیم به اسم هیرو (سایت در حال ساخته) که کارش صرفا طراحی نرم افزار های اندروید و آی او اسه . تا اینجا که استقبال خیلی خوب بوده (فراتر از انتظارات) ما هدفمون رو گذاشتیم طراحی نرم افزار های با کیفیت. تلاشمون رو می کنیم و بقیش رو هم می سپریم دست خودش.
۲ نظر
۲۰ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۳

آخرین کامیت آرون سواتز تو github

سلام حتما آرون سواتز رو می شناسید همون نابغه ۲۶ ساله خالق RSS و web.py همون که چند ماه پیش خودکشی کرد (البته مشکوک)  Aaron Swartz

 امروز یوزرش رو تو github دیدم رفتم آخرین کامیتش رو دیدم

دلم براش ریش شد شاید یه روز هم یکی بیاد آخرین کامیت مارو ببینه و از ما یادی بکنه

۰ نظر
۱۲ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۳۹